عشق

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

آمدم ای شاه ، پناهم  بده                خط امانی ز گناهم بده
ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان             دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق           قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو  که  من  نیستم            اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده
ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست       شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع          گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است         بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من            با  نظری ، یار و سپاهم  بده
در  شب  اول که  به  قبرم  نهند          نور  بدان شام  سیاهم  بده
ای که عطا بخش همه عالمی            جمله ی حاجات مرا هم بده

فایل صوتی جهت دانلود

منبع دانلود سرود : http://forum.yasinmedia.com/showthread.php?t=996

نغز

 

مهم نیست که در کدام قرن زندگی می کنی

مهم این است که تا کدام قرن از تو صحبت شود

ما كجائيم در اين بحر تفكر تو كجا؟

جوابيه علي روئين‌تن به نامه عوامل فيلم "زم‌هرير"

 

  علي روئين‌تن كارگردان فيلم سينمايي «زم‌هرير» جوابيه‌اي به نامه عوامل اين فيلم نوشت.
علي روئين‌تن در نامه‌اي خطاب به عوامل فيلم نوشته است:
اي كه گفتي نرو اندر پي خوبان زمانه/ ما كجائيم در اين بحر تفكر تو كجا؟
هنرمندان، بزرگان، همكاران و همراهان كارنامه سينمائي «زم‌هرير».

نامه‌تان را خواندم كه همه مردم ايران خواندند. هرچه نگاه مي‌كنم آن‌قدر اسامي‌تان بزرگ و پرافتخار و ماندگار است كه بر خود مي‌بالم، شما را مي‌شناسم يا شما را ديده‌ام يا از شما امضاء گرفته‌ام كه در آيين رونمائي «زم‌هرير» گفتم حضورتان به مثابه امضائي است كه از شما گرفته‌ام تا در بالاترين جاي تاقچه خانه‌مان كنار قرآن بگذارم تا بر خود ببالم كه هنرمندان ماناي كشور پرتمدن ايران را مي‌شناسم.
هرچند گذر زمان حمله ترك و تاتار و مغول‌ها و عرب و اين‌ها و آن‌ها نقشه ايران را لاغر كرده‌اند كه گربه‌اي نحيف از آن باقي بماند اما متفكران و هنرمندان و مردم اين گربه؛ شيرهايي هستند كه با مهر مي‌غرند. اين گربه بيشه شيراني است كه خوروششان جهاني را مي‌لرزاند و هنر نزدشان است (به قول شاعر طوس). شما آن‌قدر در تاريخ هنر اين مملكت درخشيده‌ايد و آثار ماندگار رقم زده‌ايد كه بر جريده عالم دوامتان ثبت است. پس چه نيازي به جواب حقيري چون من و فيلمي چون «زم‌هرير».
در ادامه اين نامه آمده است: «زم‌هرير» اگر بزرگ است به بزرگي حضور شماست و اظهار ارادت به كساني كه عزيزان‌شان را در قطعه شهدا خوابانيده‌اند و در همه كمي و كاستي‌ها ارزش خون‌بهاي خون عزيزان‌شان مورد شعار قرار مي‌گيرد و جز در بحران‌ها كسي نمي‌خوانندشان اگر كوچك است به حقيري من بي‌مقدار كه آن‌چنان بي‌كفايتم كه با حضور همه بزرگان هنر اين ملك نتوانستم اثري بسازم كه مورد تكفير هفت بحر انتخاب واقع نشود.
يا كودكان شهر بي‌خبرند از جنون ما/ يا اين جنون هنوز سزاوار سنگ نيست
اين را بر تارك فيلم‌نوشته‌هاي تقديمي به همه شما قلمي كرده بودم اما چه كنم كه
آنروز كه توسن فلك زين كردند/ آرايش مشتري و پروين كردند
اين گشت نصيب ما ز ديوان قضا/ ما را چه گنه، قسمت ما اين كردند
در اين نامه آمده است: به نور و نگاه زرين‌دست قسم، به طهارت رداي رامين‌فر قسم، به صداي نجفي، به رنگ رخسار خوش‌رنگ ميركياني، به صفاي دل يك دله حسين زندباف و ترنم نغمه انتظامي، به جقه ترمه ابراهيم حقيقي، به تار سبيل پرحرمت مشايخي، به دل‌دلنشين متوسلاني، به بلنداي قد آذين، به زلالي نيت پاك‌نيت، به دم گرم رويگري، به ايمان وحيد جليل‌وند، به خنده‌هاي اكبر عبدي، به كودكانگي ضيغمي، به وقار خرامان بايگان، به داغ دل جمشيد شاه‌محمدي، به خواهري مهوش صبركن، به بي‌تابي شيلا خداداد، به مومني بي‌تا بادران، به رواني هادي ديباجي، به جواني مهرداد صديقيان، به لطافت ميرطاهر مظلومي، به بغض صداي رحمان حقيقي، به حجب مريم كاوياني، به عهد وفا و سخاوت سارا خوئيني‌ها و به حرمت تمامي‌تان چه آن‌ها كه تدبير پيشه كردند و حتي از امضاء كردن هم تائيد ديگري را خواستند و من را هيچ انگاشتند و به بزرگي جد سيد ضياء هاشمي.
فقط و فقط دلم را در ميان گذاشتم و از خون كساني گفتم كه حرمت دل‌شان به جهاني مي‌ارزد و از پس‌انداز ناچيز وجودم هزينه كردم تا بتوانم فيلمي ارائه كنم كه در خور لياقت مردم و سينماي ايران باشد. (توجه به جمله «آسيد علي» در فيلم «زم‌هرير»؛ اين همه آدم اومدن دلشون رو گذاشتن وسط جايي كه اميرش منم، نه اسيرش منم. رفتم گفتم به خدا به پير، به پيغمبر، لباس فرماندهي تن من گشاده، گفتن صلاح نيست. اي گور پدر صلاح. اومدم از خودم فارغ شم، گير خودم افتادم).
روئين‌‌تن در ادامه آورده است: نشد يا نتوانستم به شكلي كه خرد و كلان مؤاخذه‌ام مي‌كنند و شما همراهان از اعاده حق‌تان برايم مي‌نويسيد. جوابي از من مي‌جوييد كه پاسخش سكوت است و عرق شرم.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: هوا بس ناجوانمردانه سرد است آي. و من بايد در سرماي سوزان عرق شرم بريزم و دست‌هاي عرق كرده‌ام را به سوي كساني بيرون آورم كه به اكراه دست از بغل بيرون مي‌اورند. منت‌تان بر سرم و گلايه‌هايتان بر چشم دلم و خاك پايتان توتياي دل چشمم.
سالياني است كه هر چه مي‌كنم و به هر چه مي‌زنم در بسته است. مي‌دانيد چندين تئاتر كار كردم و همين گونه شد. بسيارش اجرا نشد و اگر هم شد با اكراه و گير و گرفت. همين بود كه چندين سال است از تئاتر خداحافظي كردم. من خيلي بار است كه ديده‌ام در موقع موفقيت (كه من كمتر ديده‌ام يا نديده‌ام كه اگر موفقيت تعريفش پسنديده شدن باشد) همه سهيم بوده‌اند اما درگير و گرفت همه يا نمي‌شناختندم يا مثل پيشگو مي‌دانستند كه چنين مي‌شود. همين است كه نوشته وزين استاد سيمين دانشور همشهري‌ام را تا جان از تنم رود دوست دارم. نوشته مهجورش را «به كي سلام كنم».
به پاس جواب شما و پوشانيدن يك ذره از درياي بي‌كفايتي‌ام در «زم‌هرير» كه هفت بحر انتخاب سينماي ايران نخواستندش، بركه‌هاي سينما هم نپسندش و گودال آب و حوضچه‌هاي مرداب هم به تشبيه‌اش برآمدند تا من شرمنده زحمات و هم‌دلي و هم‌نفسي شما باشم.
پس از اتمام فيلم، تصميمي به عمل خواهم گرفت كه در حرف نباشد و نماند تا هم خستگي از جان شما بيرون شود، هم كلاه بي‌غيرتي از سر خود بردارم تا كلاه غيرت غيوران بر سرشان بماند و با كلاه سر خودشان سرخوش موفقيت و عدالت باشند.
تا آن عمل التيامي شود بر آدمي كه نمي‌تواند با چون شمايي اثري ارائه كند كه حق هنرمندانش ضايع نشود كه در «د‌ل‌شكسته» هم همين بود. در آخر باز شعر آئين رونمايي را مي‌نويسم تا روز موعود و اتمام «زم‌هرير» كه با تصميم و عملم جواب‌گوي شما باشم. تصميمي كه در وقار جواب شما باشد.
سلام
سلام بر اوج تشنگي.
سلام بر فوج عاشقان.
آي اي عابر غريبه ما درس عشق مي‌خوانيم
درس بزرگ مرگ
درسي كه ايستاده بميريم، با عشق
ما تكيه بر شهامت دريا كرده‌ايم
بي آنكه تخته پاره‌اي را به غنيمت بريم
يا صياد برق مرواريدي باشيم
ما راه مي‌رويم، بر ارتفاع نيلي دريا، بي بادبان و قايق. بي پارو
ما زنده‌ايم
تا ختم چرخ نيلوفري تا عشق.
سرماي 1388 علي روئين‌تن

................................................

منبع: فارس

گلایه

نامه ۴۶ نفر از عوامل «زم‌هرير» به سازندگان اين فيلم

 

مجله سی نت:   46 نفر از عوامل سازنده فيلم «زم‌هرير» به تهيه‌كننده و كارگردان اين فيلم نامه نوشتند.
46 نفر از عوامل سازنده فيلم سينمايي «زم‌هرير» در نامه‌اي كه نسخه‌اي از آن به خبرگزاري فارس ارسال شده، از سازندگان اين فيلم درباره مسائل پيش آمده پيرامون اين فيلم سوال‌هايي را مطرح كردند.
در اين نامه آمده است: آقايان سيدضياء هاشمي و علي روئين‌تن! با سلام ودرود وخسته نباشيد متاسفانه با مسائل پيش آمده در مورد فيلم زم هرير تذكر نكاتي را نه وظيفه ، بلكه حق خود مي‌دانيم كه اميدواريم پاسخگوئي به آن شما عزيزان را نيازارد.

برادران عزير، ما عوامل پروژه «زم‌هرير»، عاشقانه و صادقانه با اين باور در فيلمي شركت و حضور پيدا كرديم كه فيلم، فيلمي است ارزشي و در راستاي ارزش هاي دفاع مقدس و رشادت هاي دلاور مرداني كه نام را با جان معامله كردند و نه نان ، تا نام نام آوران ماندگار باشد و راه و طريقشان ماندگار تر و به مسائل و مشكلاتي كاري تن در داديم كه اگر تنها پروژه بزرگ و وسيع سينمايي بعد از انقلاب نبود جز ء معدود آثار پر بازيگر ، پر هزينه و پر لوكيشن با پروداكشني بزرگ به حساب مي آمد و در چنين فيلمي بيش از هفتاد عامل متخصص در سطوح مختلف بكار مشغول بوده و انتظار تشويق و تقدير و تجليل را داشتيم كه با خبر شديم فيلم «زم هرير» ضدارزش است ومسئله‌دار.
در ادامه اين نامه آمده است: آقاي هاشمي و آقاي روئين تن! آيا واقعا ما به اشتباه خود را در پروژه‌اي ضدارزشي درگير كرديم؟ كه تا همين پريروز فكر مي‌كرديم كه انتخاب ما براي كار انتخابي اصلح و برتر است و نه دنيا كه آخرت دارد و شما چرا با ما اينكار را كرديد ما كه هر يك در جايگاه و سن و سال خود اعتباري و آبرويي در اين سينما داشتيم و چرا با حيثيت ما بازي شد. و شايد شما هم در اين مورد گناهي نداشتيد و هر آنچه را كه شما ارزش مي پنداشتيد به يكباره در محضر هيات انتخاب و مديران سينما بي وجه و بي ارزش جلوه كرد تا بداني كه در كنار فيلم هاي تير و تخته هيچ اعتباري براي «زم هرير» مترتب و قائل نشدند.
آقاي هاشمي و آقاي روئين تن! يا شما جوابگوي پرسش هاي ما باشيد و يا مديريت سينما و براي ما اين شفاف سازي صورت گيرد كه آيا به غلط درگير پروژه‌اي شديم و يا فهم و درك نادرست از فيلمي عارفانه، صادقانه و ارزشي آن هم توسط فر د يا افرادي لطمه به حيثيت كاري و يا حرفه‌اي ما زده است كه به هر حال بايد جوابگوي آن باشند. و آنچه باقي مي‌ماند سئوال مهم‌تري است؛ اين كه اول فيلم را كاملا به كناره راندند ودر چهل وهشت ساعت گذشته فيلم را با مجوز نمايش محدود دوباره به جشنواره خواندند اگر فيلم توهين به خون شهداست كه ما هرگز به نمايش محدود آن راضي نيستيم ولي اگر فيلم مسئله‌اي ندارد، معني نمايش محدود چيست؟ نظر مديران سينما را به نكته‌اي ويژه معطوف مي داريم كه اين فيلم سهم ما و حاصل كار ماست و هرگز در اثري كه مولف دارد كسان ديگري بعنوان نظارت و عدم مالكيت نمي‌توانند خاصه خرجي كنند.
در بخش پاياني نامه آمده است: آقاي روئين‌تن! شما كه هميشه از مديران حاضر حمايت و آقاي هاشمي مي‌فرمودند كه پيش داوري نكنيد، بگذاريد مديريت جديد كار خود را انجام دهد متاسفانه حاصل كار مديريت حاضر مانع شماشد و فقط به خطر انداختن منافع ما ، شايد شما در مقام تهيه كننده و كارگردان از حقوق خود بتوانيد صرف نظر كنيد ولي اهانت و بي‌توجهي به حقوق گروهي كه اهم آنها ساليان سال است در سينماي ميهن خون دل مي‌خورند و كار مي‌كنند.
امري است كه با پوزش شما ، در مقام بذل و بخشش آن نيستيد.

امضاكنندگان اين نامه عبارتند از: جمشيد مشايخي - جمشيد شاه‌محمدي – محمد متوسلاني – محمد صادق آذين - رضا رويگري – نيوشا ضيغمي - شيلا خداداد – هادي ديباجي – بي‌تا بادران – مهرداد صديقيان – دانيال عبادي - سيد ابراهيم بحرالعومي – پريسا بادران– عليرضا زرين دست – مهرداد مير كياني – حسين زندباف – مقصود جباري - مريم سليقه – نويد ميركياني – مهدي آشناور- دكتر كاووس توكلي – حسين رامه –سيد محمد ميركمالي –منصور ظهوري – عليرضا افشاري – محمد كريمي –بهروز سليماني – اكبر شاهپوري – حميد پرهيز – بهرام بهنويد –رضا قهري –حسن شناسا – ميثم وفايي –فريدون رحيم زاده – حسين اسماعيلي –الهام راد –حسين هاشمي –امير مسعود اصلاح – نوردين گودرزي –منوچهر راشد –خليل مولودي –توماج نورايي – سحاب زري‌باف – بهمن داداشي.

................................................

منبع: فارس

گلایه

يادداشت گلايه‌آميز سيدضياء هاشمي درپي عدم پذيرش

 

((زم‌هرير)) در جشنواره ۲۸ فیلم فجر 

 

 

بیتا بادران و نیوشا ضیغمی در نمایی از فیلم

:: بیتا بادران و نیوشا ضیغمی در نمایی از فیلم "زم هریر" ساخته علی رویین تن ::

 سيدضياء هاشمي تهيه‌كننده فيلم سينمايي زم‌هرير در پي عدم پذيرش زم‌هرير در جشنواره فيلم فجر، نامه‌اي گلايه‌آميز تحت عنوان اشتباه نامه منتشر كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس، در بخشي از نامه سيدضياء هاشمي با عنوان اشتباه‌نامه سيدضياء هاشمي كه به خبرگزاري فارس ارسال شده، آمده است:
يا مقلب القلوب و الاابصار...، با افتخار در سالگرد انقلاب و در آستانه فجري ديگر من، سيدضياء هاشمي با صداقت كامل در نهايت صحت و سلامت بانگ بر مي‌آورم كه اشتباه كرده‌ام. نه نگاه به موهايم كردم نه به سن و سالم، نه به تقويم، نه به آدم‌هاي دو و ورم و نه به ... فكر كردم همين ديروز بود كه سر خوش توي مسجد محل تنها موسيقي و صدايي كه به گوشم مي‌خورد قرآن بود و من در صفاي صوت داوود به ترنم‌اش صفايي كردم. پيري آمد، مرشد مون شد فكر كرديم ديگه تموم شد، مي‌تونيم سير و سلوك قرآن رو جاري مملكت كنيم. دل به حكمش داديم و به عشقش تصميم گرفتيم بريم به منبري كه سينما بود. اومديم دست خالي، بي‌توشه راه، بي‌فكر پس و پيش با يك ياعلي وارد سينما شديم كه دلمون رو جلا بديم، جووني مون طي شد و تا اومديم به خودمون بيايم ديدم سال‌ها عمرمون رو طي كرديم توش و گرد پيري نشست روي سر و صورتمون. اما درست نظاره‌گر آينه نبودم. قدر آينه ندونستيم و قدر اين سپيدي مو رو اشتباه كردم.
در اين نامه آمده است: اشتباه كردم گفتم بعد اين همه فيلمسازي و فيلم‌بازي و رئيس و مرئوس بودن، بيام براي وصيت‌ام هم كه شده يك فيلم بسازم كه خستگي و درد كوفتگي بچه‌هاي جنگ و هم مسجدي‌هام توش باشه. يه فيلم از جنگ و دفاع مقدس براي امسال، براي سال 1388. كه باهاش بشه باليد و نسل تازه رو هشيار كرد كه به خدا آدم‌هاي اصل انقلاب و جنگ و ارزش‌ها عين همين آينه‌اي بودن كه من خوب بهش نگاه نكردم و سپيدي موهام رو توش نديدم. اين آينه، آينه است.
آينه چون روي به تو بنمود است/ خود شكن آينه شكستن خطاست
در ادامه مي‌خوانيم: من اشتباه كردم و خود شكستم. چرا؟ كه مي‌دانستم در اين زمانه رياكار و خودنما كار خير را حاجت استخاره نيست، اما برخلاف تمام عمرم دوباره استخاره كردم. در كار خير استخاره كردم. استخاره اولم اين بود كه فيلم زم‌هرير را نشان اين هيئت انتخاب ندهم. جوابم آمد برو بنمايان تا رو سياه شوند دشمنان و استخاره دومم اين بود كه اين نامه را بنويسم كه خوب آمد و نوشتم. امروز چنان مستاصل شرايط اين جامعه‌ام كه به اذن همان كتاب خدا كه ره توشه‌ راهم بوده اين اشتباه‌نامه را مي‌نويسم.
در ادامه مي‌خوانيم: آهاي دوستان تصميم‌گيرنده! اين اشتباه نامه سيد ضياء هاشمي است از زم هرير كه به بيان عام جهنم سادات است و زم‌هرير جهنم سيدضياء هاشمي در سال 1388 كه ندانست چراغ روشن را خاموش بايد و ديگر كسي در امروز آئين چراغ نمي‌خواهد كه آئين چراغ خاموشي نيست. روشنايي را هيچ بادي خاموش نخواهد كرد كه باد شديد روشني را شعله‌ور آتشي خواهد كرد سوزنده و وقتي آتش برخواست خشك و تر مي‌سوزاند. نيك مي‌دانم كه هيچ پديده هنري در هيچ محاقي قرار نخواهد گرفت و هيچ توقيف و توقفي پايدار نمي‌ماند. همان طور كه امروز شما آمديد محاق پيشينيان را شكستيد. فردائيان هم محاق امروز شما را مي‌شكنند و زم‌هرير نشان داده خواهد شد و خواهندش ديد تا سيه‌روي شود هر كه در او غش باشد.
در بخشي ديگر از اين نامه آمده است: اين نامه نه از سر نپذيرفتن‌مان است كه اين نپذيرفتن و اين عدم صحه برايمان افتخاري خواهد شد كه بعدها به آن خواهيم باليد. اين محك تجربه است. خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد.
اين اظهار اشتباه يكي از بهترين‌هاي عمرم است زين پس به جاي جواب زم‌هرير صرف خواهم كرد فعلي را كه ينتخب، منتخب، انتخاب.
يا علي، سيد ضياء هاشمي

................................................

کارگردان: علی رویین تن

بازيگران: نيوشا ضيغمي، شيلا خداداد، بيتا بادران، افسانه بايگان، امين تارخ، محسن تنابنده، ابوالفضل پورعرب، وحيد جليلوند، رحمان حقيقي، هادي ديباجي، فرود روئين‌تن، جمشيد شاه‌محمدي، مهوش صبركن، ميم كاوياني و جمشيد مشايخي

فیلمنامه:
تهيه‌كننده: سيدضيا هاشمي.
تدوين: حسين زندباف
موسیقی متن: مجيد انتظامي
طراح صحنه و لباس: ايرج رامين‌فر
صدابردار: يدالله نجفي
طراح گريم: مهرداد ميركياني
صداگذار: مسعود بهنام
جلوه‌هاي ويژه: محسن روزبهاني
مدير توليد: محمدصادق آذين
دستيار كارگردان: نورالدين گودرزي
عكاس: سحاب زري‌باف
روابط عمومي: احسان ظلي‌پور

................................................

منبع: فارس