یاد اون شب بخیر - (پست 163)


یاد اون شب بخیر

شلمچه / شب 29 اسفند 1390

شب 16 اسفند و آخرين ساعات دومین روز سفر خاطره انگیز راهیان نور، مسير خروجي شلمچه ،

 فضاي كاملا تاريك و فانوس هايي سبز در اطراف مسير كه شايد فقط محدوده ي مسير را نشان مي داد

 و نوايي محزون و فوق العاده. همه در حال خروج از شلمچه بودند. جاتون خالی ، عجب لحظاتی بود. به

خدا قسم اگه وقت داشتم همونجا مينشستم و فقط اشک میریختم. اينقدر اين نوا زيبا و محزون بود كه

داشتم ديوونه مي شدم.از بس فضا روحانی بود اکثر بچه ها تو حال خودشون نبودن. روحمون پر زده بود

و رفته بود مدینه. چون در بین سیاهی شب در بین پرچم های سرخ یا زهرا روضه حضرت زهرا(سلام الله

علیها) هم در فضا پخش شده بود و ... . در شبهای پایانی سال ، موقع برگشت و خروج از شلمچه ي

 زيبا و محزون و خاطره انگيز ، در آن فضاي تاريك و فانوس هاي سبز اطرافش ، شنيدن اين نوا مست

 كننده ، ديوانه كننده و اصلا غير قابل وصف بود. در حين حركت و با وجود اينكه خيلي عجله داشتیم

فقط تونستیم اون لحظات را در خاطرمون ثبت کنیم و گاه گاه به یاد اون لحظات نورانی خودمان را

پالایش کنیم.  هنوز كه هنوزه هروقت عکس های اون روزها را میبینم یایادی از اون سفر عرفانی

 میکنم حالم دگرگون ميشه و احساس بي نظيري بهم دست ميده.

خدارا شاکریم که توفیق این سفر انسان ساز را به ما را عنایت فرمود.

انشاالله که بتونیم رهرو خوبی برای شهدا باشیم.

((حاج محمود قاری کاشانی)) به رحمت خدا رفت - (پست 161)

السلام علیک یا ابا عبداالله

شنبه شب 4 شهریور یکی از مداحان و شاعران قدیمی و پیر غلامان خاندان عصمت و طهارت ((حاج محمود قاری کاشانی)) بعد از سالها نفس زدن برای اهل بیت (علیهم السلام) به رحمت خدا رفتن.

یکشنبه مراسم دفن ایشون بود. جای همه دوستان خالی. ما بنا به نسبتی که با آن مرحوم داشتیم توفیق شد که در مراسمش حاظر باشیم. شنبه شب جامعه مداحان، این پیر غلام را در حسینه خودشان حسین حسین گویان با خواندن زیارت عاشورا و مستحبات ذکر شده غسل دادن و کفن کردن و دور آن مرحوم حسابی عزاداری کردن. صبح یکشنبه هم در مراسم باشکوهی آن مرحوم را تا حسینه ای که سالیان سال در آن روضه خوانده بود تشییع کردند و نمازش را هم در همان حسینیه خواندن و بعد در قطعه جدیدی در بهشت زهرا(سلام الله علیها) با نام ((قطعه روضه الحسین)) که مخصوص مداحان و شاعران اهل بیت(علیهم السلام) است پیکر آن مرحوم را همراه با پیرهن سیاش به خاک سپردند.

همه چیز خیلی خوب بود.
شعر زیر یک بیت از اشعار آن مرحوم است:

قاری، تو مکش دست ز دامان حسین         لطفش به هر دو ملک برایت کفایت است

8g5z6ax9fbvr2wlcqort.jpg