یاد اون شب بخیر - (پست 163)
یاد اون شب بخیر



شب 16 اسفند و آخرين ساعات دومین روز سفر خاطره انگیز راهیان نور، مسير خروجي شلمچه ،
فضاي كاملا تاريك و فانوس هايي سبز در اطراف مسير كه شايد فقط محدوده ي مسير را نشان مي داد
و نوايي محزون و فوق العاده. همه در حال خروج از شلمچه بودند. جاتون خالی ، عجب لحظاتی بود. به
خدا قسم اگه وقت داشتم همونجا مينشستم و فقط اشک میریختم. اينقدر اين نوا زيبا و محزون بود كه
داشتم ديوونه مي شدم.از بس فضا روحانی بود اکثر بچه ها تو حال خودشون نبودن. روحمون پر زده بود
و رفته بود مدینه. چون در بین سیاهی شب در بین پرچم های سرخ یا زهرا روضه حضرت زهرا(سلام الله
علیها) هم در فضا پخش شده بود و ... . در شبهای پایانی سال ، موقع برگشت و خروج از شلمچه ي
زيبا و محزون و خاطره انگيز ، در آن فضاي تاريك و فانوس هاي سبز اطرافش ، شنيدن اين نوا مست
كننده ، ديوانه كننده و اصلا غير قابل وصف بود. در حين حركت و با وجود اينكه خيلي عجله داشتیم
فقط تونستیم اون لحظات را در خاطرمون ثبت کنیم و گاه گاه به یاد اون لحظات نورانی خودمان را
پالایش کنیم. هنوز كه هنوزه هروقت عکس های اون روزها را میبینم یایادی از اون سفر عرفانی
میکنم حالم دگرگون ميشه و احساس بي نظيري بهم دست ميده.
خدارا شاکریم که توفیق این سفر انسان ساز را به ما را عنایت فرمود.
انشاالله که بتونیم رهرو خوبی برای شهدا باشیم.
