السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة
یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
غم هجران ز پی اش وصل نگاری دارد ** هر زمستان ز پی خویش بهاری دارد
ظلمت شب به سپیدی سحر ختم شود ** عمر عاشق چه بسا لیل و نهاری دارد
به طواف گل روی تو جهان مفتخر است ** گردش نُه فلک پیر مداری دارد
آنکه خود کامه شد امروز به مهتاب قسم ** روز پر حسرت محشر شب تاری دارد
گو بر آن خائن خود کیش که در خانه ما ** خادم آن است که با ما سر و کاری دارد
هر کسی مانده به پای تو به پایش هستی ** چه غمش آنکه ز عشق تو حصاری دارد
مادرت گفت علی هیزم خشک آوردند ** حق طلب جان محیای شراری دارد
پسر یاس مدینه دل ما را دریاب *** آخرین مرحم سینه دل ما را دریاب
....................................................................................................
این روضه از زبان کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام) میباشد
دارم به یاد این همه گل در نداشته ** گلهای سرخ چادر مادر نداشته
باور نمی کنم که این خون مادر است ** گویا که هیچ چاره دیگر نداشته
مردم نذر بتول خون گلوی من و حسین ** مسمار در نیاز به کوثر نداشته
صحبت ز مادر است چه حاجت به لشگر است ** اینگونه زخم فاتح خیبر نداشته
تا قیامت در بیت وحی دخت پیمبر نمی کشند ** آن ماتمی که هیچ پیمبر نداشته
این تیغ روی بازوی مادر چه میکند ** دست و غلاف جنس برابر نداشته
فضه شتاب کن که تو را می زند صدا ** گویا کنون نیاز به همسر نداشته
از زیر در چگونه علی را صدا کند ** تا حال چنین گله از در نداشته
مهدی بیا که میخ رسیده به سینه اش ** جز نام تو به ناله آخر نداشته
(اشعار را حاج آقا منصور ارضی در روضه صبح پنج شنبه ۲۵ فروردین سال ۱۳۹۰ در حسینیه صنف
لباس فروش های تهران خوانده اند.)
اشعار و مطالب کاملتر را می توانید در وبلاگ (دوستاران حاج منصور ارضی) مطالعه نمایید.
دوستاران حاج منصور ارضی