یوم الله ۲۲ بهمن تبریک و تهنیت باد - (پست 155)

 

الله اکبر

 

عکس های ویژه دهه فجر 22 بهمن

در آستانه 22 بهمن ماه، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

یوم الله ۲۲ بهمن تبریک و تهنیت باد

 

حلول ماه ربیع الاول مبارک2 - (پست 154)

حلول ماه ربیع الاول مبارک

 

رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) :

کسی که مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم

(تفسير روح البيان، ج ‏4، ص 325)

 

ماه ربیع الاول بهار ماه ها است. با حلول این ماه ، ماه پر از حزن و اندوه صفر که ماه مصیبت های بزرگ اهل بیت رسول خدا (ص) بود به پایان رسیده است. اوج مصيبت ماه صفر در دهه سوم آن است. با اربعين شروع مي شود و به ايام رحلت حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) و شهادت سبط اكبرش، حضرت امام حسن مجتبي (ع) و غروب خورشيد طوس، حضرت علي بن موسي الرضا (ع) ختم مي شود. و از طرف دیگر در اين ماه ميلاد رسول خدا (ص) که رحمة للعالمین است، واقع شده است و مي‌توان ادعا كرد از اول آفرينش زمين رحمتي مانند آن بر زمين فرود نيامده است؛ زيرا برتري اين رحمت بر ساير رحمت هاي الهي مانند برتري رسول خدا بر ساير مخلوقات است[1].
اول ربیع الاول به نقل منابع تاریخی روز هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه است[2] هم از این جهت و هم از جهت این که مولودهای با برکتی در آن واقع شده است بسیار مبارک و میمون است.
سید بن طاووس در کتاب الاقبال در فضیلت این ماه جملاتی آورده است و از اتفاقات مبارک این ماه، هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه و سلامت ایشان از نیرنگ دشمنان برای قتل ایشان در شب لیلة المبیت را بر شمرده است و نماز شکر را به نشانه شکر گذاری از خدا در این روز مناسب می داند و از قول شیخ مفید نقل کرده است که روزۀ این روز به دلیل موفقیت پیامبر(ص) و نجات ایشان از دست دشمنان مستحب است و در نهایت دعایی برای این روز نقل کرده اند.[3]
مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات نوشته است: "اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماه‏ها است، بجهت اين كه آثار رحمت خداوند در آن هويداست. در اين ماه ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبای او بر زمين فرود آمده است؛ زيرا ميلاد رسول خدا (ص) و سلّم در اين ماه است و مى‏توان ادعا كرد از اول آفرينش زمين رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است ... بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شكرگزارى اين نعمت بزرگ كوشش و سعى كند..."[4].
شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح در اعمال ماه ربیع الاول آورده است: "روز اول علما گفته‏اند مستحب است كه براى تشكر نعمت سلامتى رسول خدا (ص) و أمير المؤمنين (ع) روزه بدارند و زيارت آن دو بزرگوار در اين روز مناسب است".‏[5]
در کتب ادعیه و روایات چیز دیگری در اعمال شب و روز اول ماه ربیع الاول، غیر از آنچه که بیان گردید، یافت نشد، اما عدم وجود روایت در بارۀ اعمال خیر و مستحبات در منابع دینی، دلیل بر بدعت بودن انجام آنها نیست؛ زیرا انجام همۀ کارهای خیر از جمله حضور در مسجد، عبادت، دعا و مناجات با خدا در هر زمان مستحب و پسندیده است و انجام آنها با قصد قربت و به امید ثواب هیچ اشکالی ندارد، اما در صورتی که به دروغ عمل خاصی (هر چند پسندیده را) به دین نسبت دهند بدعت و حرام خواهد بود؛ زیرا بدعت در دین و شرع به معنای " نسبت دادن چيزي به دين در حالي که در واقع جزء دين و شريعت نيست".
اما در مورد مژده بهشت دادن پیامبر به کسی که بشارت ماه ربیع را بدهد،  صاحب تفسیر روح البیان حدیثی نقل می کند که: "کسی که مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم"[6] و شاید این حدیث همان معنای مورد نظر را می رساند.
پی نوشتها:
[1]. ملكي تبريزي(ره)، ميرزا جواد آقا ، المراقبات.
[2].مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 55، ص367، مؤسسة الوفاء، بیروت، سال 1404ه ق.
[3]. علی بن موسی بن طاووس، الاقبال بالاعمال، ج 3، ص 105، (المکتبة الإعلانات الإسلامیة)دفتر تبلیغات اسلامی، 1377 ه ش.
[4].ملکی تبریزی، جواد، محدث بندر ریگی، ابراهیم، ترجمه المراقبات ص 65، انتشارات اخلاق، سال 1376ه ش.
[5].قمی ، عباس، مفاتیح الجنان ص 295، اسوه.
[6] "من بشرنى بخروج الصفر بشرته بالجنة"، حقى بروسوى، اسماعيل، تفسير روح البيان، ج ‏4، ص 325، دار الفكر، بيروت.

http://farsi.islamquest.net

منبع: دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم. http://www.quran.ac.ir/index.aspx?siteid=1&pageid=890  

حلول ماه ربیع الاول مبارک - (پست 153)

 

حلول ماه ربیع الاول مبارک

 

رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) :

کسی که مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم

(تفسير روح البيان، ج ‏4، ص 325)

 

این ماه همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماههاست ؛ به جهت این كه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است ؛ زیرا میلاد رسول خدا صل الله علیه و آله در این ماه است و می توان ادعا كرد كه از اول آفرینش زمین ، رحمتی مانند آن بر زمین فرود نیامده است.
از آداب این ماه است :
1. تمام ماه را در روز تولد پیامبر صل الله علیه و آله با تلاشهای نیكو و اطاعتهای گرانقدر و بزرگ ، بزرگ داشته و با پروردگار خود در مورد این نعمت بزرگ مناجات نماید.
2. دعا كردن در اول این ماه با دعاهایی كه روایت شده است از مهم ترین اعمال این ماه می باشد.
3. روز هشتم ربیع الاول ، روز وفات امام حسن عسگری علیه السلام می باشد. پس سزاوار است در این روز اندوهگین باشد، بخصوص با در نظر گرفتن این كه صاحب مصیبت حضرت امام عصر(عج ) می باشد؛ پس باید آن امام علیه السلام را با هر زیارتی كه به ذهنش می رسد زیارت نموده و به امام زمان علیه السلام تسلیت بگوید.
4. روز نهم ربیع الاول ، چنانكه در روایت گرانقدری آمده است ، روز نابودی دشمن خدا بوده و این روز و خوشحالی در آن فضیلت داشته و روز شادی پیروان آل محمد صل الله علیه و آله می باشد. سزاوار است كه دوستان آل محمد صل الله علیه و آله شادی خود را در این روز، به خاطر نابودی دشمن خدا آشكار كنند.
5. روز دهم ربیع الاول ، روز ازدواج پیامبر صل الله علیه و آله با حضرت خدیجه علیهاالسلام می باشد و بر شیعیان لازم است كه به خاطر تاءثیر این ازدواج مبارك و فرخنده ، در خوبی ها و سعادت ها و انتشار نورهای درخشان و پاك ، آن را بزرگ بدارند.
6. روز هفدهم ربیع الاول ، همان طور كه گفته شد روز میلاد حضرت رسول صل الله علیه و آله است. از كارهای مهم این روز، روزه داشتن این روز، به خاطر شكرگزاری و به جا آوردن دو ركعت نماز می باشد كه در هر ركعت آن یك بار سوره حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره اخلاص می خواند. سپس در مكان نماز خود نشسته و دعایی را كه روایت شده است را می خواند.
7. از كارهای مهم در روز میلاد پیامبر صل الله علیه و آله ، رعایت آداب عید و اظهار مراسم شرعی عیدهای بزرگ است ، تا دیگران این روز را به عنوان عید بشناسند.
8. از مهمترین اعمال مهم این روز به پایان رساندن روز خود با سلام به حامیان و نگهبانان آن روز و به درگاه آنان جهت شفاعت و اصلاح حال تضرع نمودن ، می باشد.

ادامه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه (پست 152)

 

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

سالروز شهادت

نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم)

و آقا امام حسن مجتبی(علیه السلام)

 بر تمام عاشقان و محبین آل الله تسلیت و تعزیت باد.

انسانیت - (پست 151)

هو الطیف

اللهم عجل لولیک الفرج

...............................................................

از صحیح بودن این واقعه اطمینانی ندارم
اما بسیاری از داستان های خیالی نوشته میشوند تا انسانیت را بیاد انسان فراموش کار بیاورند


انسانیت را بیاموزیم از آنانی که خود را کاملتر و سالمتر از آنها میدانیم



چند سال پيش در جريان بازي هاي پارالمپيك (المپيك معلولين) در شهر سياتل آمريكا 9 نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند. همه اين 9 نفر افرادي بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهني و جسمي مي خوانيم . آنها با شنيدن صداي تپانچه حركت كردند.
 بديهي است كه آنها هرگز قادر به دويدن با سرعت نبودند و حتي

نمي توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر يك به نوبه خود با تلاش فراوان مي كوشيد تا مسير مسابقه را طي كرده و برنده مدال پارالمپيك شود ناگهان در بين راه مچ پاي يكي از شركت كنندگان پيچ خورد .
 اين دختر يكي دو تا غلت روي زمين خورد و به گريه افتاد
 هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند ، آنها ايستادند،
 سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند يكي از آنها كه مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگي شديد جسمي و رواني) بود،
خم شد و دختر گريان را بوسيد و گفت : اين دردت رو تسكين ميده .
سپس هر 9 نفر بازو در بازوي هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پايان رساندند.

 در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعيت ورزشگاه به پا خواستند


 و ۱۰ دقيقه براي آنها كف زدند

نقد منصفانه و سازنده دولت باعث پیشرفت می شود - (پست 150)

بسم رب الحسین

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم الحفظ نائب المهدی اماماً الخامنه ای

...............................................................................

(( نقد منصفانه و سازنده دولت باعث پیشرفت می شود ))

گاهی در جامعه افراد یا گروههای مختلف با هم وارد بحث می شوند و بحثشان کم کم به سیاست و اوضاع سیاسی حاکم بر مملکت کشیده می شود . در این زمان یا افراد هم عقیده هستند یعنی همه یا موافق برنامه ها هستند و یا مخالف . یا هم عقیده نیستند یعنی برخی موافق اند و برخی مخالف . در این گونه مباحث یا افراد معقول و سنجیده کار می کنند (البته با حفظ اعتقادات) یا شدیدا جهت دار و هیجان زده وارد بحث می شوند . زمانی که افراد با هیجان و شتاب زده وارد بحث شوند می خواهند هر طور که شده از جناه و افراد خاصی حمایت کنند ؛ اما متاسفانه چون از مسیر منطق وارد کار نمی شوند گاهاً ممکن است که به جای دفاع ، آسیب وارد سازند . که در چنین زمانی اگر افراد هم نظر باشند ممکن است از بیانات شخص مذکور کلافه شوند و اگر هم نظر نباشند ممکن است کار بالا بگیرد و به دعوا هم برسد.

   اما اگر بخواهیم درست و منطقی و از روی انصاف به مسائل (مخصوصاً مسائل سیاسی) بنگریم ، بهتر است مسائل را اینگونه مورد بررسی قرار دهیم ؛ زمانی که با تحقیق و عاقلانه نظامی را پذیرفتیم و به راس مجموعه اعتقاد و اعتماد کامل پیدا کردیم در مسیر راه او را همراهی کنیم .

اما چگونه ؟

در این مسیر قطعا بخش های مختلفی وجود دارند که زیر نظر راس مجموعه به فعالیت می پردازند . مثلا در یک نظام حکومتی بخش هایی مانند قوای مجریه (دولت) ، قوای مققننه (مجلس) ، قوه قضاییه  و... زیر نظر رهبر نظام به فعالیت می پردازند و رهبر بر کار آنها نظارت کلی دارد . حال که راس (رهبر نظام) را پذیرفتیم لازم است که به مجموعه های مذکور نیز کمک کنیم . یکی از کمکهایی که جهت پیشرفت می توان انجام داد بررسی و نقد سازنده کارهای این مجموعه ها می باشد . یعنی اگر ما بخواهیم به شکل درست و منطقی به آنها کمک کنیم باید نقاط قوت و ضعف را در کنار هم ببینیم و از یکسونگری به مسائل پرهیز کنیم و در زمانی که به این نتیجه رسیدیم که بخشی نیاز به انتقاد دارد با آرامش و بر اساس آداب اخلاق نسبت به نقد آن بخش اقدام کنیم . (البته ممکن است در مسائل بسیاری ما از منظر خود مسئله ای را نقص بدانیم اما بنا به مسائلی که ما نسبت به آنها ناآگاه هستیم آن مسئله به نفع مجموعه باشد).

در کل اینکه اگر زمانی انتقادی ( البته منطقی و سازنده ، نه از روی قصد و قرض) در مورد بخشی از نظام مثلا در مورد عملکرد دولت مطرح می شود خوب است که شنیده و بررسی شود و اگر صحت آن مورد تایید بود در جهت بهبود آن گام های اجرایی برداشته شود ؛ نه اینکه تا فردی زبان به انتقاد باز نمود سریع جلوی او موضع گیری شود و غیر منطقی با او رفتار شود .

انتقاد به شرط معقول و منطقی و سازنده بودن بد که نیست هیچ بسیار هم خوب است زیرا باعث شکوفایی و پیشرفت و نزدیک شدن به تعالی می شود .

در نتیجه بیاییم نقد پذیر باشیم تا با سرعت بیشتر پله های ترقی را سپری کنیم.

(به امید موفقیت بیش از پیش دولت خدمتگذار)

والسلام.

 

سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان(علیه السلام) صلوات

 

بیانات راوی راهیان نور در طلاییه - (پست 149)

بسم رب الحسین

بسم رب الشهدا و الصدقین

چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی      که یک سر مهربانی دردسر بی

اگر مجنون دل شوریده ای داشت      دل لیلی از آن شوریده تر بی

در فایل صوتی زیر بخشی از صحبت هایی بسیار زیبا و اثرگذار یکی

از راویان کاروان های راهیان نور را می توانید دانلود کنید.

دانلود کنید ضرر نمی کنید.

دانلود - بیانات راوی راهیان نور - 2.28 MB

عشق فراورده کرببلاست - (پست 148)

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

دین خدا مست حسین است و بس

عزت ما دست حسین است و بس

منطق ما منطق ثاراللهی است

فطرت ما مست حسین است و بس

عشق فراورده کرببلاست

عاطفه سرمست حسین است و بس

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین - (پست 147)

بسم رب الزهرا

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم احفظ نائب المهدی امامنا الخامنه ای

................................................................................................

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

آیا می دانید این که می‌گویند حضرت امام حسین (علیه السلام) حج خود

را ناتمام رها نمودند و به سمت کربلا به راه افتادند دیدگاه نادرستی است !!!!!!!!!

(لطفاً به متن زیر توجه کنید)

   از دیدگاه فقهی ، این سخن مشهور که امام حسین (علیه السلام) حج خود را نیمه تمام گذاشت ، سخن نادرستی است ؛ زیرا امام (علیه السلام) در روز هشتم ذی‌الحجه (( یوم الترویه)) از مکه خارج شد (1) . در حالی که اعمال حج " که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع می‌شود " از شب نهم ذی‌الحجه آغاز می‌شود . بنابراین امام(علیه السلام) اصلاً وارد اعمال حج نشده بود ، تا آن را نیمه تمام گذارد .

   بله ، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مکه ، عمره مفرده انجام داده و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکه و احتمالاً در فاصله‌های مختلف ، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بودند . اما انجام اعمال عمره مفرده به معنای ورود در اعمال حج نمی‌شود .


1-         وقعة الطف ، ص147

رسول ترک - (پست 146)

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

ماجرای رسول ترک که مورد لطف امام حسین(علیه السلام) قرار گرفت

در روز 5 اسفند سال 1284 شمسی، در محله قدیمی خیابان در شهر تبریز، فرزند مشهدی جعفر و آسیه خانم یعنی رسول چشم به جهان گشود. آسیه خانم یکی از گریه کنان روضه امام حسین (ع)، با عشق و محبتی که به مولا داشت فرزند خود را بزرگ کرد ولی بازیهای روزگار از رسول، جوانی خلافکار و لاابالی بارآورد. بعد از سنین بیست و چهار پنج سالگی، رسول شهر و دیار خود را رها کرد و به تهران آمد. از آنجایی که رسول آذری زبان بود در تهران به رسول ترک شهرت یافت. یکی از شبهای دهه اول محرم بود و رسول ترک دهانش را از نجاستی که خورده بود با آب کشیدن به خیال خود پاک کرد چرا که باز می خواست به همان هیأتی برود که شبهای گذشته نیز در آن شرکت داشت. ولی این بار گویا فرق می کرد. پچ پچ مسئولان هیأت که با نیم نگاهی او را زیر نظر داشتند برایش ناخوشایند بود. رسول یکی از قلدرهای شروری بود که حتی مأموران کلانتریهای تهران از اینکه بخواهند با او برخورد جدی داشته باشند بیم و هراس داشتند. این به زعم هیأتی ها که او در مجلسشان بود، گران تمام می شد. بالاخره یکی از میان آنها برخواست و در مقابل رسول قد راست کرد و در برابر لبخند رسول، از او با لحنی تند خواست که ازمجلس بیرون رود. رسول ساکت بود و فقط با ناراحتی به حرفهای او گوش می داد. خیلی ناراحت و عصبانی شد ولی چیزی نمی گفت. همه جا را سکوت فراگرفته بود. به گمان بعضی ها و طبق عادت رسول می بایست دعوایی راه می افتاد اما او بدون هیچ شکایتی و با دلی شکسته آنجا را ترک کرد و رو به سوی خانه حرکت کرد. هرچند رسول آدمی بسیار قلدر و شرور بود ولی اعتقادش به آقا امام حسین (علیه السلام) به اندازه ای بود که به او اجازه نمی داد تا از خادمان حسینی (علیه السلام) کینه و عقده ای به دل بگیرد و دعوا کند. آن شب نیز مثل شبهای دیگر گذشت. صبح خیلی زود بود و هنوز شهر هیاهوی روزانه خود را شروع نکرده بود که در یکی از خانه ها باز شد و مردی بیرون آمد. از حالتش پیدا بود که برای انجام امری عادی و روزمره نمی رود. او به سوی خانه رسول ترک می رفت. به جلوی درخانه رسید و شروع به در زدن کرد. رسول با شنیدن صدای در، خود را به پشت در رساند و در را باز کرد. پشت در کسی را می دید که به طور ناخودآگاه نمی توانست از او راضی باشد، بله، حاج اکبر ناظم مسئول هیأت دیشبی بود. همان هیأتی که رسول دیگر حق نداشت به آنجا برود. اما برخورد گرم و صمیمی حاج اکبر حکایت از چیز دگیری داشت. بعد از کلی معذرت خواهی، از رسول خواست تا در شبهای آینده در جلسات آنها شرکت کند اما چرا؟ مگر چه شده؟ ناظم دیگر بیش از این نمی خواست توضیح دهد ولی اصرار رسول پرده از رازی عجیب برداشت.

مرحوم حاج اکبر ناظم در شب گذشته در عالم خواب دیده بود که در شبی تاریک در صحرای کربلاست. او تصمیم می گیرد که به طرف خیمه های امام حسین (علیه السلام) برود ولی متوجه می شود که سگی در حال پاسبانی از آنجاست و به هیچ کس اجازه نزدیک شدن به آن خیمه ها را نمی دهد. ناظم زمانی که می خواهد به آنجا نزدیکتر شود،  متوجه منظره ای عجیب می شود، بله، چهره آن سگ همان چهره رسول ترک بود. مسئول پاسبانی از خیمه ها ی امام حسین (علیه السلام) را رسول ترک برعهده داشت. این همان چیزی بود که در رسول انقلابی عظیم ایجاد کرد و به یکباره از رسول ترک، حربن یزید ریاحی دیگری ساخت. بله، رسول به یکباره اسیر زلف یار شده بود و دیگر هر چه بر زبان می آورد شهد و شکری سوزان بود؛ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند او از آن روز به بعد یکی از شیداترین و دلسوخته ترین دلداده ها و ارادتمندان به امام حسین (علیه السلام) می شود به گونه ای که هر سخنی  که از او درباره آقا بیرون می آمد، هر شنونده ای را گریان و منقلب می ساخت و از این رو به حاج رسول دیوانه شهرت یافت و داستانهای شگفت انگیزی از او نقل می شود که ارادت او را به این خاندان عزیز اثبات می کند.
سرانجام در شب نهم دی ماه سال 1339 شمسی مصادف با پانزدهم رجب سال 1380 قمری درحالی که او حاج اکبر ناظم را بر بالین خود می بیند با گفتن مکرر »آقام گلدی ، آقام گلدی« روح بزرگش از بدنش خارج و به دیار باقی می شتابد. جنازه مطهرش را در قم، در کنار تربت پاک خانم فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در قبرستان حاج آقای حائری (قبرستان نو) به خاک می سپارند. روحش همنشین ابدی مولایش باد.

منبع:کتاب رسول ترک  مولف:محمد حسین سیف اللهی