فاطمیه - (پست 189)
صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا
آجرک الله یا صاحب الزمان
من که روز و شب از اشک جام می نوشم *** دلم گرفته از این روزهای خاموشم
فراغتی که فراق تو را ز پی دارد *** هزار مرتبه سنگین تر است بر دوشم
بهار می رسد از راه آن زمانیکه *** رسد ز کعبه انا المهدی تو بر گوشم
سیاهی دلم از تو اگر چه دورم کرد *** میان روضه با تو ولی زود می جوشم
بدون روضه ببین دستهای سینه زنم *** گرفته زانوی غم را میان آغوشم
هزار شکر که تا چند سال عیدم را *** برای مادرت از ابتدا سیه پوشم
بقیع گریه کن روضه های مادر توست *** کنار تربت زهرا مکن فراموشم

در راه علی درد همان درمان است *** این درد غریب هدیه جانان است
این روح بزرگ ضربه گیر است هنوز *** تا روی کبود از علی پنهان است
در هر ستمی بلا کشیدن سخت است *** در راه علی درد و بلا آسان است
یاری علی هیبت کوثر می خواست *** اینکار نه حد بوذر و سلمان است
هر چند گل لاله گوشم پاچید *** غم نیست مرا که فصل گلریزان است
رویی که شفق ز پرتوش وا ماند *** در کوچه تنگ طعمه طوفان است
با یا ابتای خویش گفتم به نبی *** این شهر پس از تو شهر نامردان است
این امت مرحومه چه بی درد شدند *** این اجر رسالت است یا تاوان است
تنها سپر علی شکسته اما *** شمشیر زبان هنوز در میدان است
از پا ننشست هر که زهرایی شد *** اسلام مگر که بی سر و سامان است
روزی که ز کعبه منتقم می آید *** با یار محب و شیعه هم پیمان است
اشعار توسط شمس المادحین حاج منصور ارضی در حسینیه صنف لباس فروش ها خوانده شده است