صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا

آجرک الله یا صاحب الزمان

من که روز و شب از اشک جام می نوشم *** دلم گرفته از این روزهای خاموشم

فراغتی که فراق تو را ز پی دارد *** هزار مرتبه سنگین تر است بر دوشم

بهار می رسد از راه آن زمانیکه *** رسد ز کعبه انا المهدی تو بر گوشم

سیاهی دلم از تو اگر چه دورم کرد *** میان روضه با تو ولی زود می جوشم

بدون روضه ببین دستهای سینه زنم *** گرفته زانوی غم را میان آغوشم

هزار شکر که تا چند سال عیدم را *** برای مادرت از ابتدا سیه پوشم

بقیع گریه کن روضه های مادر توست *** کنار تربت زهرا مکن فراموشم

 

در راه علی درد همان درمان است *** این درد غریب هدیه جانان است

این روح بزرگ ضربه گیر است هنوز *** تا روی کبود از علی پنهان است

در هر ستمی بلا کشیدن سخت است *** در راه علی درد و بلا آسان است

یاری علی هیبت کوثر می خواست *** اینکار نه حد بوذر و سلمان است

هر چند گل لاله گوشم پاچید *** غم نیست مرا که فصل گلریزان است

رویی که شفق ز پرتوش وا ماند *** در کوچه تنگ طعمه طوفان است

با یا ابتای خویش گفتم به نبی *** این شهر پس از تو شهر نامردان است

این امت مرحومه چه بی درد شدند *** این اجر رسالت است یا تاوان است

تنها سپر علی شکسته اما *** شمشیر زبان هنوز در میدان است

از پا ننشست هر که زهرایی شد *** اسلام مگر که بی سر و سامان است

روزی که ز کعبه منتقم می آید *** با یار محب و شیعه هم پیمان است

 

اشعار توسط شمس المادحین حاج منصور ارضی در حسینیه صنف لباس فروش ها خوانده شده است